خرید بک لینک

بر خود مکن این ظلم که ناچیز باشی / می کوش به عمر خود دلاویز باشی

برچسب: نویسنده: آرمان بهرامی تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 20:10

ملک جهان :

« به کجا آمدم و آمدنم بهر چه بود»

من در این خانه ی هجران به کجا می رفتم؟

حال خواهم که روم سوی امید

بنشینم لب این پنجره و ملک جهان را بینم

برچسب: نویسنده: آرمان بهرامی تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 20:10

خداوندا من امروز را به نامت / کنم آغاز و گویم آن عطایتسلام . می دونم که یک زره وزن بندی اش نا منظمه ولی بازهم شعر هست.ای دوست به یاد کربلا دل ها دگرگون می شوند / وز یاد آن طفل صغر یاران جگر خون می شوندای صاحبا بر خود مکش این جور غم را هر طرف / چون تو دگر جا هم روی باز هم دلت خون می شوداز یادگار کربلا من مانده ام با سیل غم / پس تو ببین این یادگار هرشب چه دلخون می شودمن دیده ام با چشم خود آن سیل خوناب روان / چونکه به هر سو بنگری باز هم دلت خون می شودپس تو بدان ای کاروان این گفته را آب روان / چون وقت فردا آیدت دیگری مگو چون می شود ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان بهرامی تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 20:10

صفحه بندی